ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
114
تاريخ گيلان ( فارسى )
گفتار در بيان مخالفت كه شيرزاد سلطان از خان احمد خان والى لاهجان ديده و گردن از طوق متابعت او به ضرورت كشيده قبل از اين مسطور و مذكور شده بود كه شيرزاد سلطان به اتفاق ابراهيم خان در مرتبهء ثالثه از خان احمد خان - والى لاهجان - لشكر طلبيده بود و به رفاقت مير عباس سلطان و بعضى از سرداران سپاه و لئام عازم تسخير و تصرف الكاى بيهپس شده بود و به بلدهء رشت آمده ، در كار آن بود كه تأليف و تأمين قلوب سپاه و لئام و رعايا نموده ، مبلغى كه به آوردن ابراهيم خان به امراى خدابنده شاه قبول نموده بودند ، به رعايا و كدخدايان رشت و بلوكات حواله نمايند كه به تاريخ شانزدهم شهر ربيع الاول سنهء ثلاث و تسعين و تسعمائه ، موافق توشقان ئيل ، عصر روز پنجشنبه ، شيرزاد سلطان به عزم سير سوار شده ، به جانب سياهرود بار مىرود . و از اقتضاى قضا ، نظرش به شاطر خان احمد خان افتاده ، شاطر را پيش خويش طلبيده ، تحقيق احوال از روى استعلام مىكند . شاطر مذكور كتابت خان احمد خان را كه در باب سفارش لشكر و عسكر و استمالت سپاهى و رعيت به او نوشته بود ، داده . شيرزاد سلطان به تفتيش و تفحص افتاده مىگويد كه كتابت ديگر دارى ؟ شاطر از غايت اضطراب و وحشتزدگى كتابت خان